نظر مراجع معظم تقلید پیرامون روش مرگ آگاهی
نظر حضرت آیت الله مکارم شیرازی

نظر حضرت آیت الله سبحانی

نظر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی

چرا o.c.p.d از صمیمیت می ترسد ؟
چرا o.c.p.d از صمیمیت می ترسد ؟
انزجار عمیق از خویشتن و احساس حقارت ، که هستی وسواس است به انکار خود واقعی و تنیدن لایه ای ضخیم دور خود واقعی منجر می شود که از آن به خود کاذب تعبیر می شود . خود کاذب با واقعیت مرتبط نیست بلکه با عالمی وهمی مرتبط است که وسواس قهرمان آن عالم است و حد و مرز آن عالم ، همان چهارچوب های انعطاف ناپذیر وسواسی است .
اگر وسواسی بخواهد صمیمی شود یا باید چیزی از خود کاذبش بگوید یا از خود واقعی؛سخن گفتن از خود واقعی (= خود افشایی ) چیزی مثل فاجعه خواهد بود زیرا وسواسی را با ترسهای اصلی اش مواجه خواهد کرد و حقارتش را جلوی دیدگانش ، خواهد آورد باید حتی برای لحظاتی اعتراف کند که حقیر و بی ارزش است .
اگر خود افشایی ادامه پیدا کند او باید به " میل " برسد ، دلیل نپخته ای که اجرای آن خلاف ارزشهای جامعه است . اساساً وسواس حربه ای وسواسی برای مواجه نشدن با خود واقعی بوده است . اگر وسواسی بخواهد از خود کاذب خود صحبت کند ، یعنی حریم همان خود کاذب را کمی عقب تر ببرد و دیگری را کمی به درون خویش ببرد ، این کار نیز ترسهای دیگری را بر خواهد انگیخت :
1- اساساً چیزی برای گفتن وجود ندارد ؛ چون آن که مایه ی پیوند و ابزار ارتباطی وسواسی است ، همان چهارچوب های وسواس اوست که از جنس " باید و نباید " است نه از جنس " هست و نیست " که بتواند موضوع صحبت قرار گیرد ". باید و نباید " مطالبه کردنی است . صحبت از هست ها و نیست ها ، ممکن است به تزلزل چهارچوبهای انعطاف ناپذیر منجر شود و هرگونه خدشه ای در چهار چوبها فاجعه آمیز تلقی می شود .
2- میترسد طرف مقابل ، لایق شنیدن حرفهای خصوصی یک "قهرمان " نباشد . نکند طرف مقابل آن قدر خاص نباشد .
3- میترسد طرف مقابل ، مقررات ارتباط با یک آدم خاص را رعایت نکند، وسواسی ، برای ارتباط فهرستی از چهارچوبها و قواعد دارد که می ترسد از جانب دیگران رعایت نشود .
4- میترسد اگر از شخصی های خود بگوید ، دیگر قهرمان نباشد . می ترسد اگر از ضعف های خود بگوید ، دیگران طردش کنند .
5- می ترسد چیزی از کنترلش خارج شود.می ترسد هیجانات احساسات و میلش آزاد شوند.
6- می ترسد ، طرف مقابل ، به اندازه ی کافی به او توجه نشان ندهد. هر احترامی کمتر از " احترام کامل " مساوی طرد شدن خواهد بود .
اساس ارتباط صمیمانه ، اعتماد به نفس واقعی است که شخصیت وسواسی ندارد و اعتماد به نفس کاذب بالا ، دست مایه طرد دیگران و اثبات تمایز و برتری و دست نیافتنی بودن است .
روشهای بهبود احساس از خود
روشهای بهبود احساستان از خودتان
( بهبود تصویر ذهنی )
همه باید برای حفظ و نگاهداری یک تصویر ذهنی مثبت و سلامت پیوسته در تلاش باشیم . نشانه های رفتاری زیر حاکی از این است که نیاز به تجدید نظر در تصویر ذهنی خویشتن داریم :
1-حسادت 2- منفی صحبت کردن درباره خود 3- احساس گناه 4- ناتوانی در ادای تعارفات کلامی 5- عدم پذیرش تعارفات کلامی 6- اهمیت ندادن به نیازهای خویش 7- سؤال نکردن در مورد خواسته های خود 8- محروم ساختن بی دلیل خود از رفاره و آسایش 9- ناتوانی در بیان عواطف 10- ناتوانی در پذیرفتن و لذت بردن از عواطف و محبت دیگران 11- انتقاد از دیگران 12- مقایسه خود با دیگران 13- ضعف مزاجی پایدار
تغییر دشوار است . کنش یک تصویر ذهنی ضعیف همیشه در جهت حفظ و جاودان سازی خویش است . وقتی برای اصلاح " خود " از جاده همیشگی بیرون می زنیم ، بازهم تمایل به سمت نگاه داشتن الگوهای سرزنش گناه و خود بی ارزش سازی است. در اینجا برای آنکه بتوانید نوع احساستان را درباره خود بهبود ببخشید ، چند پیشنهاد شده است :
1-قبول تعارفات کلامی ، همیشه از کلمات حاکی از امتنان استفاده کنید . همیشه بگویید " متشکرم "
2-ادای تعارفات کلامی . یکی از آسان ترین راهها برای داشتن یک احساس خوب درباره خود قدردانی کردن از خوبی دیگران است .
3-همیشه از خود بخوبی یادکنید . اگر هیچ چیز خوبی برای گفتن در مورد خود ندارید دست کم دهانتان را بسته نگاه دارید .
4-از خود ستایش کنید . وقتی کار درستی انجام می دهید ، دستی به پشت خود بزنید ، به ارزش های خود اعتراف کنید .
5-رفتارتان را از خود متمایز کنید . توجه داشته باشید که رفتار شما ارتباطی با ارزش خود شما ندارد . اگر عمل اشتباهی از شما سر بزند مثلاً به ماشین دیگری بکویید این دلیل نمی شود که شما آدم بدی باشید . شما فقط مرتکب یک اشتباه شده اید .
( گناهکار را دوست بدار . از گناه بیزار باش )
6-با جسم خود بخوبی رفتار کنید . همیشه یادتان باشد که این تنها جسمی است که به ما داده شده است . ورزش کنید و جسم خود را پرورش دهید .
7-به دیگران بگویید کهانتظار چه رفتاری از آنها دارید . بخصوص می توانید یک نمونه از رفتاری که با خود و دیگران دارید به انها نشان بدهید . هیچکس نباید سوء استفاده دیگری را از خویش بپذیرد .
8-اطراف مردم خوب بگردید .
9-سعی کنید بدون آنکه احساس گناه داشته باشید از مواهب الهی لذت ببرید .
10-از بیان مثبت استفاده کنید .
11-کتابهایی را بخوانید که به شما ایده و شهامت عمل می دهند .
12-همیشه درذهن خود تصویری از آنچه که می خواهید باشید ، ترسیم کنید ، نه آنچه که هستید . آنگاه الزاماً به سوی این اندیشه های غالب کشیده خواهید شد .
ویژگیهای خود رشد نیافته
1-اجتناب از واقعیت به دلیل اینکه دردناک یا ناپسند است.
2-احساس دوست داشته نشدن
3-نادیده گرفتن زیبایی به عنوان تجلات و اضافات و توجه به مسائل جدی زندگی
4-فراموش کردن یا تخریب طبیعت
5-انکار شهود غریزه و فطرت و اعتقاد و به غیر منطقی و "زنانه بودن" آنها
6-احساس اینکه چیزی کم دارید و برای کامل شدن به فرد دیگری وابسته هستید.
7-تکیه بر عقاید دیگران: تفکر دست دوم
8-در تماس مستقیم با احساسات خود نیست
9-از انجام دادن کار اجتناب می کند، مگر اینکه آن کار، کار مهمی باشد.
10-احساس تنهایی، محاصره شدن، گیر افتادن و قطع رابطه
11-احساس پوچی و خلا در زندگی
12-با بالارفتن سن احساس می کند زیر بار تجربه از پا در آمده است.
13-قضاوت می کند و دیگران را پایین تر از خود می بیند.
14-زندگی او به جای تعقیب یک اندیشه و رویا، جمع آوری مستغلات و دارایی ها و مدارج است
15-یک کامل گرا که خود و دیگران را دائما انتقاد می کند.
16-از هیجانات خود شرمنده است و آنها را بروز نمی دهد.
17-به فروش متعلق نیست
18-در اینجا و اکنون زندگی نمی کند
آخرین بروزرسانی (سه شنبه, 07 تیر 1390 ساعت 11:01)
ویژگی های فرد بهنجار (سالم)
ویژگی های فرد بهنجار (سالم)
دانشمندان شش خصوصیت بنیادی زیر را مهمترین ویژگی های فرد هنجار می دانند :
1- فرد بهنجار به شیوه ای واقع بینانه عمل می کند ؛کوشش های وی در جهت سازگاری و حل مسئله مبتنی بر موارد زیر است .
الف- ارزیابی دقیق موقعیت هایی که با آن مواجهه می شود .
ب- داشته ها و توان های او
ج- اثرهای دراز مدت اعمال او
2- فرد بهنجار انعطاف پذیر است ؛ او قادر به تغییر رفتار خویش طبق انتقادات و توقعات در حال تغییر از واقعیت است و هنگام ضرورت قادر به یادگیری پاسخ های جدید می باشد .
3- فرد بهنجار اجتماعی است ؛ انگیزه های وی با توجه به شرایط و ارزش های منطقی جامعه شکل می گیرد و نگرش های او بازتابی از توجه صادقانه به رفاه دیگران است و رفتاری اجتماع پسند دارد .
4- فرد بهنجار از زندگی لذت می برد ؛ او از یک رضایت و خشنودی درونی که ناشی از استفاده بارور و موثر از منابع ذهنی ، عاطفی و اجتماعی خویش است ، برخوردار می باشد .
5- فرد بهنجار از پختگی لازم برخوردار است ؛ رفتاری متناسب با سن، میزان هوش ، و توان های جسمی و روانی خویشتن دارد.
این شش ضابطه در حقیقت نوعی تعریف ایده آل از هنجار بودن را ارائه می دهد . بدیهی است که این ضوابط رفتار اکثر مردم را توصیف نمی کند ، زیرا رفتار واقع بینانه هرگز بطور کامل واقع بینانه ، موثر ، انعطاف پذیر ، اجتماعی ، ارضاء کننده و پخته نخواهد بود .
در تحلیل نهایی قضاوت ذهنی فرد است که خطی بین رفتار هنجار و ناهنجار ترسیم می کند .



